/**/

 

به : فرمانداری محترم شهرستان آذرشهر

از: شورای اسلامی روستای نادیلو 

باسلام ؛

     احتراماً ، در پی شکایات مکرّر اهالی ، دامداران و کشاورزان روستای نادیلو از آقای ب م  فرزند ق مبنی بر تخریب مراتع ، منابع طبیعی ، آثار تاریخی و فرهنگی و باستانی منطقه به بهانه استخراج سنگ لاشه به استحضار می رساند براي دوستداران طبيعت و آنان که حفاظت و نگهداري از محيط زيست را جزو وظايف قانونی، اخلاقي و اجتماعي جوامع بشري امروز و از جمله الزامات تخلّف ناپذير سياست توسعه ي اقتصادي دولت ها تلقي مي کنند يا کساني که با کوه، دشت و صحرا انس و الفت خاصّي دارند و همواره بخشي از اوقات فراغت خود را با هدف ورزش و سرگرمي در دامان طبيعت مي گذرانند، ديدن وضعيّت کنوني کوه قلعه جوق ، بسي دردناک ، غم نگیز و تأسف بار است و حتي می توان گفت بیشتر اهالی منطقه و روستا از مردم عادي کوچه و بازار که مشغول زندگی خود هستند تا انسانهاي عارف مسلکي که گاهی با گشت و گذار بر روي زمين و مشاهده ي آثار قدرت آفرينش خالق يکتا و جلوه هاي جمال و کمال الهي، در بحر تفکّري عميق و حيرتي عظيم فرو مي روند، همگی با اين قصه ي پرغصه همداستانند و با نگراني، روند رو به تزايد تخريب محيط زيست طبيعي نادیلو را که هر روز ابعاد تازه تري به خود ميگيرد، دنبال می کنند.

   به هر سوي روستای نادیلو که بنگريد، به ويژه مناطق کوهستاني جنوب و غرب آن، آکنده از ميادين حفّاري، گودالهاي بزرگ و معادن سنگ است. انگار که غول بي شاخ و دم و حيوان درنده اي به پيکر بيجان و بي دفاع اين تپه هاي بلند و کوههاي سرافراز حمله ور شده و تاروپودشان را از هم دريده و محتويات سينه و شکمشان را بيرون ريخته است. امروزه کمتر ناحيه و حوزه اي را از مناطق کوهپايه اي شهرستان آذرشهر - نادیلو مي توان يافت که از تعرّض و تجاوز افراد و اقوام معدن خوار در امان مانده باشد. کارگاه هایي که معلوم نيست بر اساس کدام ملاحظات زيست محيطي و مطالعات علمي و بررسيهاي زمين شناسي ايجاد شده و اين همه آسيب ها و خسارات جبران ناپذير را به مناطق کوهستاني زيباي منطقه وارد کرده اند. ضرباتي که اکنون خود را به مثابه زخم ها و جراحت هاي کهنه و چين و چروک هاي عميق و التيام نيافته اي نشان مي دهد که سيماي طبيعت اين روستا و ديار را لکّه دار و مخدوش کرده است و با هيچ دارو و درمان و جادو و جنبلي نميتوان آنها را از بين برد يا پوشيده و پنهان ساخت. کوههاي مظلومي که گويي سرنيزه ي غارت و دشنه ي سوداگري بر سينه هايشان فرو رفته و قلب و زبان اين زيبارويان سنگي را مجروح و خونچکان ساخته و آنان را در عين سکوت به ناله و فرياد واداشته است.

    روشن است که اين سخن دردمندانه به معناي مخالفت با سرمايه گذاري بر روي منابع کاني غيرفلزي و بهره برداري از ظرفيت معادن سنگ منطقه نيست. این شوراء و اهالی همچون بسياري از مردم اين ديار مي داند که صادرات توليدات معدني و سنگ هاي تزئيني، يکي از پايه هاي اصلي اقتصاد ملی و منطقه ای را تشکيل مي دهد و اين فعّاليت ها در نهايت به رشد و توسعه اقتصاد کشور مي انجامد. اطلاعات و آمارهاي رسمي نيز نشان ميدهد که سهم درآمدهاي استان آذربایجان شرقی - آذرشهر از ناحيه استخراج و صدور مواد معدني از جمله سنگ هاي تزئيني سالانه بالغ بر میلیاردها تومان است و در اين ميان شهرستان آذرشهر به عنوان قطب اصلي توليدات معدني سنگ هاي تزئيني استان، جايگاه مهمي را در اين فرايند به خود اختصاص داده است به گونه اي که مي توان گفت بخش زيادي از محصولات و توليدات مواد معدني استان آذربایجان شرقی از بطن معادن و ذخائر زير زميني شهرستان آذرشهر و روستای نادیلو به دست مي آيد.

    بحث شورای اسلامی نادیلو در باره ي آثار و پيامدهاي منفي و ويرانگر بهره برداري غيراصولي و استخراج بي رويه ي منابع معدني و به ويژه پيدايش یکباره و ناگهانی و بدون بررسي علمي، مراکز و کارگاه هاي استخراج و توليد سنگ هاي تزئيني و لاشه مالون کوپ در محدوده ي شهرستان آذرشهر - نادیلو است که ضربات جبران ناپذير و مهلکي به محيط زيست طبيعي اين شهرستان و منطقه وارد ساخته و زيستگاه هاي جانوري و رويشگاههاي گياهي و سرچشمه ها و منابع آبي منطقه را که به منزله ي ذخائر حياتي نوع بشر در روي زمين است، با خطر نابودي و انهدام مواجه کرده است. افزون بر موارد يادشده، اينگونه اقدامات غيرمسؤلانه، ضمن تخريب مناظر و تصاوير طبيعي نادیلو و منطقه، درست مانند خاري که در چشم خليده باشد، مانع از ديدن جاذبه ها و زيبايي هاي طبيعت بکر و متنوّع منطقه شده است

    شواهد و قرائن نشان مي دهد اين فعّاليت ها و عملکردهاي تخريبي که چندین دهه است ادامه دارد ، بيشتر مبتني بر تصميم گيري هاي نادرست و غيرکارشناسي است و با کمال تأسف بايد گفت نه تنها سازمان خاصي(صنعت- معدن تجارت ، محیط زیست- منابع طبیعی و ... ) بر روند فعّاليت هاي معدني در منطقه، نظارت مسؤلانه اي اعمال نميکند بلکه اکثر مواقع ، مرجع و مقام مسؤلي نیز براي پاسخگويي در اين زمينه، در دسترس نيست. با اين شرايط ترديد نبايد داشت که اين اقدامات مخرب و ويرانگر در دراز مدت به يک فاجعه ي زيست محيطي تمام عيار براي ساکنان منطقه تبديل خواهد شد و ضمن نابود کردن منابع و سرمايه هاي ملي و بلکه ذخائر جهاني به وديعت گذاشته دردل طبيعت آذرشهر - نادیلو، استعدادها و قابليت هاي گردشگري منطقه را نيز معدوم و مدفون مي سازد و در نهايت نفرين و نارضايتي نسل هاي آينده را براي ما به ارمغان خواهد آورد

   حال سؤال اين است که چرا بايد اين همه معدن در دامان طبيعت نادیلو و آذرشهر وجود داشته باشد؟ مگر صدور مجوز استخراج سنگ و تشکيل کارگاههاي فعّاليت معدني در شهرستان آذرشهر، بر پايه ي اصول و ضوابط شناخته شده ي فنی و مهندسی و معیارهای جهانی قرار ندارد؟ مگر ملاحظات زيست محيطي و مطالعات علمي و زمين شناختي در کنار توجيهات اقتصادي، ملاک و مبناي اينگونه تصميم گيري ها نيست؟ اگر اینگونه است، پس چرا وضعيّت معادن سنگ آذرشهر و نادیلو چنين زشت و آشفته، پراکنده و پریشان و بي سر و سامان است و معادن نيمه کاره و تعطيل شده، همچون کدوهاي ترکيده بر روي زمين، مشام جان آدميان و ساکنان منطقه و دوستداران طبيعت را مي آزارد؟   

    تجربه ي اهالی شوراء و دهیاری نادیلو که سالهاست با قلم شکسته ي خود در عرصه ي دفاع از طبيعت بي جان و جاندار شهرستان آذرشهر و روستاهای منطقه بخصوص نادیلو و شناخت و معرفي تاريخ و فرهنگ مردم منطقه، به فعّاليت مشغول است، حاکي از آن است که متأسفانه برنامه و سياست روشن و عزم و اراده ي راسخي براي حفاظت از محيط زيست طبيعي شهرستان آذرشهر وجود ندارد و مسؤلان و مديران ذيربط اين شهرستان که اغلب بيگانه با طبيعت منطقه و ناآشنا با تاريخ و فرهنگ ساکنان اين ديارند، بيش از آنکه به فکر حفاظت از ميراث فرهنگي، منابع حياتي طبیعی و سرمايه هاي زيست محيطي منطقه باشند، در انديشه ي حفظ مقام و موقعيت اداري و منافع شخصي خويش هستند.

    براي اثبات اين موضوع در اينجا به چند مورد از اين اقدامات و تصميم گيري هاي غيراصولي و نامعقول در حوزه ي محيط زيست طبيعي آذرشهر که در خوشبينانه ترين حالت مي توان آنها را نوعي سوءتدبير، ندانم کاري، سهل انگاري و بي تفاوتي تفسير کرد، در ادوار مختلف زماني، اشاره ميشود

    پيمانکاران معدن سنگ موجود بر روي اولين تپه زنجيره ي کوهستاني تاپ تاپان که سابقه ي  ايجاد آن به دوران پيش از انقلاب باز ميگردد، در اوايل دهه ي هفتاد  به دنبال خالي کردن اين تپه از سنگ هاي تزئيني و لاشه با وجود مخالفت و اعتراض مدافعان محيط زيست و دوستداران طبيعت و فرهنگ آذرشهر و نادیلو، سينه کار خود را بر روي نقاط دیگر تاپ تاپان داغلار سردرآباد کوه ترشکوه قزل داغ و کوه تاریخی قلعه جوق قرار دادند و حاصل اين کار تنها تخريب چهره ي زيباي طبيعت کوهستاني قلعه جوق و مسدود کردن مسير و گذرگاه طبيعي ورزش صبحگاهي و کوه پیمایی مردم و جوانان اين منطقه بود و اين تصوير زشت، همچنان پس از سال ها مانند زخمي عميق بر پيشاني اين تنها منطقه ي کوهستاني نزديک آذرشهر، باقي مانده است

البته منطقه ي کوهستاني آذرشهر از نقش ها و عملکردهاي چندگانه اي در حفظ تعادل زيست محيطي شهر آذرشهر در ابعاد طبيعي و انساني برخوردار است که بايد در جاي ديگري به آن پرداخت. اينجا همين قدر ميتوان گفت که منطقه ي کوهستاني قلعه جوق و ترشکوه يکي از عوامل اصلي تنظيم و تلطيف هواي شهر آذرشهر و روستاهای منطقه  تلقي ميشود و نقش بي بديلي در تقويت سامانه هاي حيات طبيعي آن ایفا میکند.

بايد گفت اين اقدام غيراصولي يک تهديد زيست محيطي جديد براي ساکنان شهر و ادامه ي سياست جاهلانه و نابخردانه ي تخريب اين منطقه ي کوهستاني زيباست که بايد هر چه زودتر جلو آن گرفته شود. بد نيست مديران و کساني که مسؤليت حفاظت از محيط زيست طبيعي و انساني منطقه را بر عهده دارند، بدانند که پدران و نياکان ما، زمين هاي منطقه کوهستاني آذرشهر را به علت حاصلخيزي و غني بودن خاکش، قزل داغ و قزلّار و ... نامگذاري کرده اند. اين واژه در زبان ترکي مردم منطقه به معناي درّه ها و دشت هاي طلايي است. آيا اکنون ميتوان پذيرفت که درّهها و دشتهاي طلايي منطقه آذرشهر به محل دفن زباله ها و نخاله هاي ساختماني  و معادن بی ارزش سنگ لاشه تبديل  شود؟! با اين اوضاع و احوال اگر در چشم و دل اهالي نجيب اين شهر و علاقمندان به تاريخ و فرهنگ و ميراث طبيعي شهرستان ، اشک و خون موج زند، نبايد تعجّب کرد. من در عالم معنا، درگذشتگان و برخاستگان بزرگ از ميان اين قوم را مي بينم که از درون گور با تن هاي لرزان و چشمهاي نگران، سرنوشت ناگوار شهر و ديار خود را می پایند و فرزندان راستين اين سرزمين را به دفاع عاقلانه و شجاعانه از موجوديت خانه و کاشانه خود و جلب توجه و مشارکت مسؤلان شهر براي تأمين سلامت و بهداشت محيط زندگي ساکنان مظلوم آن فرا ميخوانند.    

 این در حالی است که در دیگر نواحی نیمه کوهستانی نادیلو، دیرزمانی است که محیط زیست طبیعی منطقه در نبردی نابرابر میان مرگ و زندگی با ابزار و عوامل ويرانگر دست ساز بشر، بسر میبرد و به علت گستردگی تخریب کوه ها و تپّه ها، طبيعت نادیلو دچار چالش ها و بحران های جدی و اساسی است اما با وجود فعّاليت اين معادن نبايد انتظار داشت آثار ويرانگر آن بر محيط زيست طبيعي منطقه به زودي محو و نابود شود و متاسفانه بايد گفت اين آثار همچنان باقی خواهد ماند و هیچگاه از بین نخواهد رفت زیرا روشن است که لباس طبیعت و آنچه که بر پیکر کوه و دشت و صحرا پوشانده شده است، چون پیراهن و شلوار آدمی نیست که اگر پاره شد و چاک برداشت، بتوان آن را وصله و پینه کرد. حال کسي نيست از صادرکنندگان مجوز فعّاليت های معدني در اين منطقه بپرسد شما چگونه بدون مطالعات کارشناسي و ملاحظات زيست محيطي، کوه هاي زيباي منطقه نادیلو و ترشکوه تاپلار و داغلار و سردرآباد و ... را به جولانگاه بولدوزرها و ماشين آلات سنگين و غرش ابزار و ادوات حفاري و مواد انفجاري تبديل کرده ايد و حيات و موجوديت اين پديده هاي زيبا و پرشکوه طبيعي را نابود و منهدم مي سازيد؟! همگان ميدانند معدني که در نزديک طبيعت رؤيايي و مبهوت کننده «قلعه جوق و ترشکوه» ايجاد شده، يک فاجعه ي فرهنگی تاریخی و زيست محيطي براي دشت ها و درّه هاي پر از شقايق و گلهاي رنگارنگ و چشمه هاي پرجوش و خروش منطقه محسوب ميشود. طبيعت زيبایي که اگر در يک کشور اروپايي و حتی آفریقایی قرار گرفته بود، بي ترديد مسؤلان دولتي و مردمانش با جان و دل از آن مراقبت و محافظت ميکردند و اجازه نمي دادند ذره اي از خاک آن جا به جا شود تا چه رسد به اينکه بخواهند در آن کارگاه و معدن استخراج سنگ ايجاد کنند؟؟؟؟!!!!!!

تقریباً ده سالي است قلعه جوق قرباني طمعکاري و سوداگري زراندوزان شده است. این قلعه واقع در نزديک روستاي نادیلو، در دهستان قبله داغی از توابع بخش حومه آذرشهر نیز همچون مسجد تاریخی قدمگاه دچار چنين سرنوشت شوم و دردناکي بوده و البته این بختک شوم سال هاست که بر جان و پيکر بسياري از مناطق کوهستاني، درّه ها و دشت هاي آذرشهر و گوگان در نواحي ديگر نيز نشسته است.

    اقدام ويرانگر ديگر در اين ناحيه، و مهمترین اتفاق نامبارک  تاریخی فرهنگی و زيست محيطي در منطقه ي کوهستاني قلعه جوق ، چندین ساله مشاهده شده که افراد سود جو بلحاظ منطقه تاریخی کوه قلعه جوق که سابقه آن به دوران حکومت نادر شاه بازمیگردد و قبلاً نیر منطقه مسکونی بوده و در دوران جنگ با روس نیز مورد استفاده قشون روس و ایران بوده است اقدام به حفاریهای غیر مجاز نموده اند و بقایای کاسه کوزه های شگسته حاکی از بغارت بردن اشیاء تاریخی و فرهنگی می باشد که اين اقدام نگراني هايي را در ميان فعّالان محیط زیست و دوستداران طبيعت  و تاریخ منطقه پديد آورده است ، بلائی که عاقبت مسجد قدمگاه را زمین گیر کرد و حالا نوش داروئی بعد از مرگ سهراب...

   حال از مسؤلان ذیربط می پرسيم آيا واقعاً چوب حراج به منابع طبيعي شهرستان آذرشهر و منطقه زده شده است که ما اطلاع نداريم. زيرا بر حسب آنچه که پيداست هر کس ميتواند، در هر جاي اين شهرستان، هر کاري که ميخواهد با طبيعت بي جان و جاندار منطقه انجام بدهد و حتي کار به جايي برسد که تاجران تاراج و قاچاقچيان آثار باستاني، خيمه ي خيانت خود را نيز در پاي کوه ها برافرازند و در جستجوي عتيقه جات و اشياء زيرخاکي، آزادانه و ديوانه وار به تخريب منابع تاریخی و زيست محيطي منطقه بپردازند؟! با اين وصف، ما استدعا داريم که به اين گزارش هاي ناگوار و ناراحت کننده،  مسؤلان ذيصلاح پاسخ هاي روشن، مستدل و قانع کننده اي در اين خصوص به افکار عمومي نگران مردم منطقه ارائه کنند

    وضعیت و شکل ناهنجار کنونی اين معادن استخراج سنگ و آثار به جای مانده از ميادين حفاري هاي غيرمجاز، درست به مانند دندان ها و چنگال هاي تيز و بُرنده ي موجود خون آشامي است که بر پیکر زيباي طبيعت اين منطقه فرو رفته و قامت رعنا و رشید تپّه ها وکوه هاي اين ناحيه را درهم شکسته است. مسؤلین و مردم منطقه باید بدانند که ما حق نداریم با سرمایه هایی که ضامن بقای حیات و زندگی نسل های حال و آینده این سرزمین است، چنین بي رحمانه و یغماگرانه برخورد کنیم. کافی است لحظه ای با چشم دل به مناظر زيبا و دورنماي شگفت انگیز مناطق بکر قلعه جوق ، ترشکوه ، قدمگاه ، آلاکوزه و سایر مناطق این دیار پريشان بنگريم، اين زنجيره کوه هاي سرکش و سرافراز و قله هاي باشکوه و استوار با درّه های خرم و سرسبز و جویبارها و چشمه ساران پرآبش، چونان دري از دروازه هاي بهشت و دريچه اي از پنجره هاي ملکوت خداوند به نظر مي آيد که آدميان را به ساييدن پيشاني بندگي بر آستان قدرت و عظمت کبريايي آفريدگار بزرگ فرا ميخواند. مناظر طبيعي زيبايي که خالق هستي مانند پرده هاي نقاشي در پيش چشم اهالي و ساکنان منطقه نشانده است و تصاوير آنها را با کلک زرّين خود، درهر فصلي رنگ و رويي ديگر مي بخشد. اگر شکرگزار اين نعمتهاي بي بديل الهي نباشيم، بي ترديد خود را از رحمت بيکران پروردگار عالمیان نيز محروم ساخته ايم.      

به طور قطع ادامه ي تخريب مناطق کوهستاني نادیلو و منطقه در پوشش گسترش بي رويه ي کارگاه ها و معادن استخراج سنگ و شن وماسه و توسعه ي نسنجيده ي فعّاليت هاي معدني، گناهي نابخشودني و غيرقابل قبول و تخلفي آشکار و جبران ناپذير است و مسؤلان محلي و نمايندگان مردم منطقه در سطوح مختلف، بايد جلو اين اقدامات و حرکات مخرب و ويرانگر را بگيرند و براي ساماندهي فعّاليتهاي معدني با مشارکت صاحبان آن خاک و بوم برنامه اي اساسي تدوين کنند و آن را پس از تصویب مقام های بلندپایه استان به مورد اجرا بگذارند.

    این شوراء و دهیاری بعنوان یکی از علاقمندان به تاریخ و جغرافیای شهرستان و کسی که با نگرانی روند تخریب محیط زیست طبیعی منطقه را دنبال میکند، برای حفظ سرمایه های ارزشمند و منابع حیاتی این دیار و جلوگیری از گسترش دامنه ی نابودی و ویرانی نواحی زیبای کوهپایه ای و دشت ها و درّه های حاصلخیز منطقه ، از سر صداقت و دلسوزی پیشنهاداتی را به مسؤلان ذیربط ارائه میکند و امیدوار است که این راهکارها در راستای انجام وظیفه ی قانونی، ملی و جهانی حفاظت و نگهداری زیست بوم طبیعی منطقه مورد توجه و عنایت دست اندرکاران امور قرار گیرد و از سوی آنان درجهت رفع نگرانی های موجود در این زمینه ، گامهای محکمی برداشته شود.

    نخست آن که برای فعّالیتهای معدنی و ایجاد کارگاههای استخراج سنگ ، شن و ماسه و ... در شهرستان آذرشهر و منطقه گوگان بر اساس مطالعات دقیق علمی و بررسیهای زمین شناختی ، افکار عمومی، محدوده ی جغرافیایی خاصی تعیین شود و این کارگاه ها در نواحی مشخص و معینی تمرکز یابند تا ضایعات زیست محیطی تولیدات معدنی به حداقل کاهش یابد و از دادن پروانه ی بهره برداری در خارج از این محدوده به اشخاص حقیقی و حقوقی در بخش های دولتی و خصوصی اکیداً خودداری شود.

در وهله دوم صدور مجوز تشکیل کارگاه های فعّالیت معدنی در محدوده ی تعیین شده با رعایت ملاحظات زیست محیطی ، انجام بررسی های دقیق کارشناسی و از همه مهمتر داشتن توجیه اقتصادی طرحها منوط و مشروط شود.

سوم محدوده ی وسیع و پهناور اما مظلوم کوه قلعه جوق ، ترشکوه ، قدمگاه و سایر مناطق که از طرف سازمان محیط زیست استان و کشور منطقه ی شکار ممنوع شناخته می شود، به عنوان منطقه ی «حفّاری ممنوع» نیز تعیین و اعلام گردد و با افراد و اشخاصی که در این زمینه مرتکب جرم و خلاف می شوند، با بهره گیری از ابزارها و اهرم های قانونی به شدت برخورد شود. یکی دیگر از شروط فعّالیت معدنی در محدوده ی تعیین شده، اختصاص درصدی از درآمدهای هنگفت حاصل از استخراج و صدور سنگهای تزئینی به عمران و آبادانی مناطق روستایی صاحب معدن است که ده ها سال است شعار آن داده میشود اما در مقام عمل از آن خبری نیست، واقعیت آن است که معادن سنگهاي تزئيني  نادیلو، افراد و خانواده هاي زيادي را به نان و نوا رسانده اما خود اين روستا و منطقه محبوب که صاحب اصلي اين ثروتها و نعمت هاست، همچنان بي برگ و نوا باقي مانده است و از پيشرفت و آباداني که مستحق و سزاوار آن است ، خبري نيست. چه نيکو و شايسته است که سودبران و برخورداران از اين خوان گسترده و سفره ی الوان، به نشانه ي قدرشناسي، بخشي از درآمدهاي سرشار خود را به سرمايه گذاري براي رشد و توسعه منطقه اختصاص دهند و از جمله با تأسيس مراکز فرهنگي، ورزشی، هنري و آموزشي در مسير تربيت و پرورش آينده سازان اين ديار قدمهاي ارزنده اي بردارند.

    به نقل از عارفان گفته شده است در عالم طبيعت و دنیای ادراکات و محسوسات، دو پدیده بیش از سایر مخلوقات به خداوند شبیه هستند، یکی سکوت و دیگری آرامش که این دو حالت و خصوصيت ، ویژگیهای اصلی محیط زیست مناطق کوهستانی از جمله طبیعت زیبای قلعه جوق و ترشکوه را نیز تشکیل میدهند. امیدوارم در میان مسؤلان محلی و منطقه ای و حتی مقام های کشوری کسانی باشند و البته هستند که با خواندن این مطلب، ناله ی سوزناک طبیعت نادیلو - ترشکوه را با گوش جانشان بشنوند و بدانند که پیکر کوه های آذرشهر واقعاّ زخمی است و نیاز مبرم به رسیدگی دارد و بيش از هر چيز، محتاج مرهمی از مهر و آشتی و عشق و محبّت است. و اما اگر ظلم و جفاکاری در حق طبیعت بی جان و جاندار شهرستان و تخریب و ویرانی محیط زیست طبیعی این دیار همچنان ادامه داشته باشد، همنوا با فعّالان محیط زیست، کوهنوردان و ورزشکاران و دوستداران طبیعت و تاریخ و فرهنگ منطقه و تمامی کسانی که صدایشان شنیده نمیشود، با صداي بلند خطاب به مسؤلان و مقام هایی که باید پاسخگو باشند، عرض میکنیم: عرصه ی سیاست و اقتصاد و اجتماعی منطقه آذرشهر، همه از آن شما باد. فقط لطف کنید آرامش و سکوت طبیعت زیبای این دیار و به ویژه کوه های پرشکوه منطقه را به ما باز گردانید تا شاید بتوانیم بار دیگر، حضور خداوند را در آنجا، با تمام وجود خود، احساس کنیم

در ده ما کوهيست         با نام قلعه جوق

سرکــــرده با مردم          بس روزهای شاد

در ســينة تنگــش          گنجی نهان گشته

تا راز دل گــــويد           يکـسر زبان گشته

هــر قطعة سنگش          صد گنج قارونست

از دســـــت اربابان         اما دلش خون است

در هـرکـــران کوه          يک معدن سنگست

گـويي تمـــدن را         با کوه ما جنگ است

از سنـــگ زيبايش       شد کـــــاخ ها آباد

بشکسته پاهايــش        از تيشة بيــــــداد

با کــــوهپيـمايان        تا عشـــق می ورزد

از غــــرش ماشين      چون بيـــد مي لرزد

هر لحـظه می کاهد       از ســـــينة چاکش

خالی شـــده گوهر        زان دامـــن پاکش

بر ما يکــــی گويد       آخــر تمدن چيست؟

بی کوه و باغ و دشت       آيا تــــوانی زيست؟

تا جـــــاودان مانی       سر بر فـراز ای کوه

ما چون تو مجروحيم      ای زخـمــی نستوه

از ما مگــــردان رو      ای تکيه گاه شهـــر

ما با تـــو همدرديم       با ما نباشی قهــــر

خدایا چنان کن سرانجام کار          تو خشنود باشی و ما کردگار

                                                                                                                                   با تقدیم احترام :

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                              رئیس شورای اسلامی روستای نادیلو

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                             پورباقری

رونوشت جهت اطلاع و استحضار و اقدام لازم به :

@ نمایندگان محترم مردم شریف تبریز اسکو و آذرشهر در مجلس شورای اسلامی ؛

@ معاونت محترم روستائی استانداری آذربایجان شرقی؛

@ اداره کل محترم منابع طبیعی استان آذربایجان شرقی،

@ اداره کل محترم میراث فرهنگی استان آذربایجان شرقی،

ریاست محترم سازمان صنعت ، معدن و تجارت استان آذربایجان شرقی

 ارسال می گردد.